وقتی زن و شوهری نتوانند با یکدیگر زندگی کنند، به شرط اینکه نهایت تلاش خود را برای رسیدن به تفاهم کرده و به نتیجهای نرسیده باشند، طلاق امری منطقی است و حق دارند با مسالمت از یکدیگر جدا شوند. طلاق اگرچه امری مکروه به نظر میرسد و حتی الامکان توصیه نمیشود، اما وقتی در آن تمام جوانب سنجیده شود و دو طرف از روی عصبانیت و شتاب تصمیم نگرفته باشند، به نفع آنها نیز هست. در طلاق سالم، زن و شوهر در کمال آرامش و دوستی به این نتیجه میرسند که زندگی مشترکشان قابل ادامه نبوده و بهتر است از هم جدا شوند و خود و فرزندانشان را در گرداب مشاجره و کشمکش غرق نکنند.
● هنگام بحران چه باید کرد؟
در روند طلاق، دو طرف باید با هوشیاری مراقب باشند وضع از آن چه هست بدتر نشود. رفتارهای زیر موجب آشفتگی اوضاع میشود و به دشمنی بین زن و مرد دامن می زند:
۱) به محض اینکه پرونده طلاق در دادگاه مطرح میشود، زوجین شروع به تضعیف یکدیگر میکنند و هر یک نزد فامیل و دوستان خود آبروی طرف مقابل را میبرند و برای تبرئه خودشان صدها عیب و ایراد به دیگری نسبت میدهند و به این ترتیب، ناخودآگاه از آنها طلب همدردی میکنند و توقع دارند دیگران اظهارات و ادعاهایشان را تصدیق کنند. چنین رفتاری به هیچ وجه پسندیده نیست و چه بسا بعضی بستگان ناآگاه، با پشتیبانی غلط خود آتش اختلاف بین زن و مرد را شعله ورتر کنند.
طلاق اگرچه امری مکروه به نظر میرسد و حتی الامکان توصیه نمیشود، اما وقتی در آن تمام جوانب سنجیده شود و دو طرف از روی عصبانیت و شتاب تصمیم نگرفته باشند، به نفع آنها نیز هست.
۲) در روند متارکه، بعضی زوجین به دلیل پریشانی افکار و عصبانیت تغذیهشان دچار اختلال میشود و تا وقتی گرسنگی آنها را از پا نیندازد، به سراغ غذا نمیروند. این عمل موجب میشود قوای بدنشان تحلیل برود و دچار ضعف جسمانی شوند. بدیهی است که وقتی ضعف بر آدمی غلبه کند، فکرش درست کار نخواهد کرد و نمیتواند تصمیم درستی بگیرد.
۳) اغلب زنان و مردان در حال متارکه، دچار بی خوابی میشوند و میکوشند با قرص خواب آور رفع مشکل کنند و این، در حالی است که به دلیل مشغله زیاد ذهن، اثر داروها کمتر شده و آنان دچار پریشانی بیشتر و افسردگی شدید میشوند. این گروه افراد باید با تلقین، در خود آرامش ایجاد کنند و بکوشند خوابشان حالت طبیعی داشته باشد.
۴) در بحران جدایی باید بیشتر به ورزش و دیگر تفریحات سالم پرداخت. زن و مرد نباید زندگی خود را تمام شده تصور کنند. انزواطلبی، خودخوری و رکود، احتمال شکست را بیشتر میکند. در مقابل ورزش و تحرک جسمی به روحی سرزندگی و نشاط میبخشد و در نهایت موجب اخذ تصمیمهای عاقلانهتری میشود.
۵) زوجهای در حال طلاق، اغلب از معاشرت با دوستان و آشنایان خودداری میکنند، زیرا میترسند رازشان افشا شود. در حالی که مهربانی و شفقت یک دوست عاقل میتواند احساس امنیت بیشتری در فرد پدید آورد.
۶) به طور معمول زنان و مردان طی دوره جدایی از مشورت با اشخاص خبره و مشاوران خانوادگی طفره میروند. در حالی که مشورت با یک کارشناس ممکن است بسیار سودمند باشد.
● چگونه امکان آشتی فراهم میشود؟
۱) در صورتی که اختلاف بین زن و مردی بالا بگیرد، باید سعی کنند به طور موقت آن را با افراد دیگر در میان نگذارند. مگر با پدر و مادر خود یا کارشناس مورد اعتماد. چون گشودن سفره دل نزد همگان، پیامدهای نامطلوبی دارد. زیرا از یک سو موجب دخل و تصرف و نقل قولهای غلط میشود و از سوی دیگر وقتی بستگان و دوستان از کشمکش زن و مردی با خبر شدند. رفته رفته قبح قضیه، چه برای خود آنها و چه برای دیگران از بین میرود و ممکن است کار را تمام شده بپندارند و جهت رفع مشکل اقدامی نکنند. در حالی که نتیجه هر اختلافی طلاق نیست و فراوان اتفاق می افتد که زن و مردی دوره بحران را پشت سرگذاشته و زندگی عادی را دادمه میدهند.
زن و مرد باید مشاوران یا داورهای خود را از میان افراد سالم، صالح، موجه، مطلع و بی طرف انتخاب کنند، به طور معمول والدین زن و مرد نمیتوانند داوران خوبی باشند
۲) تا تصمیم نهایی و جاری شدن حکم طلاق، زن و مرد نباید هیچ واکنشی که تحریک کننده باشد و اختلافها را زیادتر کند، از خود بروز بدهند.
۳) زن و مرد پیش از متارکه باید کمی به خطاهایی فکر کنند که در گذشته مرتکب شدهاند تا با این کار هر کدام از آنها موجه ایراد خود شوند و درصدد جبران برآیند و شرایطی به وجود بیاید که آگاهانه از طلاق جلوگیری شود.
۴) وقتی درگیریها بالا میگیرد، زن و مرد نباید پای فرزندان را به میان بکشند و از آنها کمک بگیرند، بلکه اگر مظنون هستند متارکه قطعی است، باید به تدریج موضوع را با فرزندان خود در میان بگذارند.
۵) زن و مرد باید مشاوران یا داورهای خود را از میان افراد سالم، صالح، موجه، مطلع و بی طرف انتخاب کنند، به طور معمول والدین زن و مرد نمیتوانند داوران خوبی باشند. زیرا خواه ناخواه تحت تأثیر عواطف و احساسات خود قرار میگیرند و نمیتوانند بی طرفانه در مورد فرزندشان قضاوت کنند.
۶) زن و مرد در هر مرحلهای متوجه شدند طرف مقابل متنبه شده و آماده آشتی است، نباید اصرار داشته باشند وی به اشتباه خود اقرار کند.
همین که در عمل به سوی همسرش برگردد، نشانه آن است که از کرده خود پشیمان شده و چنانچه کسی بخواهد سخت بگیرد یا همسرش را نزد دیگران تحقیر کند، به غرور او لطمه می زند و این امر ممکن است لجبازی او را در پی داشته باشد و دوباره وضعیت را وخیم کند.
۷) هیچ گاه زن یا مرد نباید با عصبانیت خانه را ترک کنند و بهتر است تا روز جدایی زیر یک سقف کنار هم بمانند و سعی داشته باشند با مسالمت و صبوری با مشکلات روبه رو شوند. غیبت هر کدام از زوجین از خانه، آشفتگی را شدت میبخشد و موجب وخامت بیشتر اوضاع میشود.
۸) در شرایطی که اختلافات زوجین علنی شده باشد، نباید در مقابل پرسش دیگران تقصیر را به گردن طرف مقابل بیندازند و برای تبرئه خود به همدیگر نسبتهای ناروا بدهند. بلکه بهتر است حتی در صورتی که مجبورند موضوع را با کسی در میان بگذارند، عباراتی مثل عدم تفاهم یا بروز مشکلات ناخواسته و.. را به کار ببرند و وانمود کنند مشکل خیلی جدی نیست و احتمال حل آن وجود دارد.
ماهنامه خانواده
نظرات 0
شما هم میتوانید در این مورد نظر دهید