آخرت شناسي اسلامي و زرتشتي

پژوهش هاي تطبيقي درباره دو دين اسلام و زرتشت، كاري است بيش و كم، بر زمينْ مانده. گفته هاي جانب دارانه و حُكم هاي كُلي گويانه، البته بسيارند; اما بيشتر، متأسفانه، ريشه به نارواداري ها و برتري جويي ها مي رسانند تا اين اصل بديهي كه همه اديان، باري، شاخه هايي رُسته بر يك بُن اند. نيز، از سويي ديگر، افراط در همسان انگاري دين زرتشت با اديان سامي، در چنين پژوهش هايي نقشي ويران گر ايفا كرده است.(1) از همين رو، در نوشتار حاضر كوشش كرده ام تا پژوهش در آخرت شناسي اسلامي و زرتشتي، بركنار از افراط ها و تفريط هاي مرسوم بماند. هدف بررسي و مقايسه بي طرفانه ساختارها و اجزاي دو آخرت شناختِ مذكور است; و اميدوارم كه اين كار را با احترام به منطق دروني هر يك، انجام داده باشم.

ادامه مطلب